منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
تدبیر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایتمندی شما از مطالب ارایه شده در این وبسایت؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
درباره

لَو یَعلَمُ المُصَلّى ما یَغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ؛

اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت الهى است هرگز سر خود را از سجده بر نخواهد داشت.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 175 ، ح 3347
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
زیارت عاشورا

سوره قرآن

تسبیحات اربع

 
نویسنده: سید مهدی حائری

 

تسبیحات اربع، عبارت است از گفتن چهار جمله‌ی: «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لاالهَ‌الّااللهُ و اللهُ اکبر». گفتن این جملات با همین ترتیب در نماز و غیر نماز، از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) توصیه و تأکید شده است، و با عنوان «تسبیحات» از آنها تعبیر فرموده‌اند. در بسیاری از آیات قرآن مضمون این تسبیحات چهارگانه تکرار شده، و همه‌ی دعاهایی که در ستایش خداوند است، معنی و مفهوم این جملات - یعنی تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر - را دربردارند. در کتب احادیث و ادعیه، روایات بسیاری در ثواب و فضیلت گفتن این تسبیحات وارد شده که بعضی از آنها را می‌آوریم: 1) از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت آمده که فرمود: «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لاالهَ‌الّااللهُ و اللهُ اکبر، بسیار بگوئید که همانا اینها روز قیامت می‌آیند در حالیکه از برای آنها مقدمات و مؤخرات و نتایج و ثمراتی هست و اینها باقیات صالحات می‌باشند»؛ 2) و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمودند: «سخنان پاک این گفتار است: سبحان الله و... آنگاه که بنده اینها را می‌گوید، فرشته آنها را به آسمان می‌برد، و با آنها پیشگاه خدای رحمان را تبریک می‌گوید و تحیت می‌دهد، و با آنها پیشگاه خدای رحمان را تبریک می‌گوید و تحیت می‌دهد، پس چنانچه برای او عمل صالحی نبوده باشد از او قبول نمی‌شود»؛ 3) همچنین در حدیث است که آن بزرگوار فرمود: «هر کس سبحان الله بگوید، خداوند در بهشت درختی برایش بکارد، و هر که الحمدلله بگوید، خداوند درختی در بهشت برایش بکارد و هر که لااله‌الاالله بگوید خداوند درختی در بهشت برایش بکارد و هر کس الله اکبر بگوید خداوند در بهشت درختی برایش بکارد. شخصی از قریش عرضه داشت: یا رسول الله، ما در بهشت درخت بسیار داریم فرمود: آری، ولی مبادا آتشی فرستید که آنها را بسوزانید خدای عزوجل فرماید: ای کسانیکه ایمان آورده‌اید، خدا و رسول را اطاعت کنید و کارهای خود را باطل مسازید (محمد، 33).
تفسیر و بیان معنی تسبیحات اربع: شیخ صدوق روایت کرده که چند تن از یهود به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند، داناترین آنها از آن حضرت پرسید: وقتی حضرت ابراهیم خانه‌ی کعبه را ساخت خداوند چه کلماتی برای او برگزید؟ حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لاالهَ‌الّااللهُ و اللهُ اکبر». پرسید: چرا کعبه را چهارگوش ساخت؟ فرمود: «برای همین چهار کلمه». سپس از تفسیر آنها سؤال کرد، پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «چون خدا می‌دانست که بنی‌آدم بر خدا دروغ می‌بندند، پس سبحان الله فرمود، برای بیزاری از آنچه می‌گویند و چون می‌دانست که بندگان نعمتش را سپاس نمی‌گویند پس خود را ستود پیش از آنکه او را بستایند، و آن سرآغاز سخن است، و چنانچه نباشد خداوند به کسی نعمت ندهد، و کلمه‌ی لااله‌الاالله یگانه‌پرستی را می‌رساند، و خداوند عملی را نپذیرد مگر به آن که کلمه‌ی تقوی است، و خداوند روز قیامت موازین را بدان سنگین نماید و الله اکبر برترین کلمات و محبوبترین آنها نزد خدا می‌باشد، یعنی چیزی بزرگتر از من نیست، نماز جز به آن آغاز نشود، از جهت ارزشی که نزد خدا دارد و آن گرامیترین اسم است».
تسبیحات اربع در نماز: نظر به احادیثی که در این باره وارد شده، فقهای شیعه گفته‌اند: در رکعت سوم نماز مغرب، و رکعتهای سوم و چهارم نمازهای ظهر و عصر و عشاء، واجب است که نمازگزار این تسبیحات را بگوید، یا فقط سوره‌ی حمد را بخواند، و عده‌ای از فقها گفتن تسبیحات را بهتر دانند، و بعضی گفته‌اند: برای امام جماعت خواندن سوره‌ی حمد، و برای مأموم گفتن تسبیحات افضل است و اینکه این تسبیحات را یکبار یا سه بار باید گفت، اختلاف است و باید تسبیحات را آهسته بگوید. جزئیات احکام و مسائل تسبیحات اربع، در کتابهای فقهی بیان شده است (جواهرالکلام، 26/10؛ مصباح الفقیه، 282، 317؛ العروة الوثقی، 658/1). از آداب نماز حضرت جعفر (علیه‌السلام) این است که پس از قرائت پانزده بار، و در رکوع و بعد از رکوع، و در سجده و بعد از آن، هر کدام ده مرتبه این تسبیحات گفته شود، از همین روی این نماز را «صلاة التسبیح» نامیده‌اند (کافی، 465/3).
تسبیحات اربع در غیر نماز: براساس روایاتی که از ائمه‌ی اطهار (علیهم‌السلام) رسیده، بسیار گفتن این تسبیحات بعد از هر نماز واجب، و به خصوص هر صبح و شام مستحب است، و پاداش بسیار دارد و مایه‌ی استجابت دعا و ایمنی از حوادث و سوانح می‌شود و برای افراد مسافر بیشتر تأکید شده که بعد از هر نماز سی بار آنها را بگویند، بلکه سزاوارتر آن است که سی بار از جهت تعقیب و سی مرتبه از جهت آن دو رکعت که از مسافر ساقط است این تسبیحات را بگوید. به بعضی از احادیث که در این باره وارد شده توجه فرمائید: 1) روزی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحاب خود فرمود: «اگر هرچه ظرف و جامه و... دارید جمع کنید و روی هم بگذارید، آیا به آسمان می‌رسد؟ گفتند: خیر. فرمود: می‌خواهید چیزی به شما آموزم که ریشه‌اش در زمین و شاخه‌هایش در آسمان است؟ گفتند: آری. فرمود: بعد از هر نماز سی مرتبه بگوئید: سبحانَ اللهِ و الحمدُللهِ و لاالهَ‌الّااللهُ و اللهُ اکبر، که ریشه‌ی اینها در زمین است و شاخه در آسمان دارند، و آدمی را از زیر آوار ماندن و غرق شدن و سوختن و در چاه افتادن و به مرگهای بد مردن حفظ می‌کند»؛ 2) حارث بن المغیره گوید: از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) شنیدم که فرمود: «هر کس بعد از هر نماز واجب پیش از آنکه پاهای خود را حرکت دهد، چهل بار بگوید: سبحان الله و الحمدلله و... و هر حاجت که از خداوند بخواهد روا گردد؛ 3) شیخ طبرسی گفته: «از امامان ما (علیهم‌السلام) روایت شده که هر کس سی بار بگوید: سبحان الله و... خدای را بسیار ذکر گفته است».
منابع :
به جز منابع یاد شده در متن مقاله؛ ثواب الاعمال، 23؛ امالی شیخ صدوق، مجلس 35، 88؛ من لایحضره الفقیه، 101/1به بعد؛ وسائل الشیعة، 1031/2؛ مجمع البیان، 362/8؛ مستدرک الوسائل، 283/1؛ عدة الداعی، 248؛ تجسم عمل، 307؛ سخنرانیهای راشد، 164/6.
منبع مقاله :
تهیه و تنظیم: دائرةالمعارف تشیع، جلد 4، (1391) تهران: مؤسسه‌ی انتشارات حکمت، چاپ اول.


بررسی فریضه الهی نماز، تاثیر و جایگاه آن در زندگی انسان


چکیده

از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری اوست، همچنین آغاز پرواز و عروج انسان از مرحله حیوانیت به بالاترین جایگاه انسانی در أعلی درجه قرب الهی، از سكوی عبادت خالصانه و آگاهانه حق شروع می‌شود؛ لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش معبودی بوده، كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. و نیز چون، ارائه معارف دین اسلام، در زمینه های عقاید، احکام و اخلاق، به زبانی ساده و روان با استناد به آیات و احادیث، ضرورتی انکارناپذیر است؛ و در این میان نماز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است تا حدی که پیامبر (ص) فرمودند: هر که نماز را سبک شمارد، از امت من نیست. بنابراین در نوشته ی حاضر به تبیین حقیقت نماز و فلسفه وجوب این فریضه می پردازیم. در این تحقیق به دنبال آنیم كه ابتدا به معنای لغوی و اصطلاح عرفانی نماز پرداخته و سپس در باب فلسفه و اهمیت این فریضه الهی و تاثیر آن در زندگی انسان ها مطالبی را بیان نماییم.
روش كار به صورت كتابخانه ای بوده كه بر این مبنا از اسناد ومدارك دینی بهره برده وبه نقل وتوصیف موارد مذكور پرداخته، و سعی نموده ایم درحد لازم ازمنابع دست اول روایی بهره گیری نماییم. در پایان می توان گفت ، نماز به عنوان، یگانه سکوی اوج گیری بربلندای معنویت واخلاق فاضله در زندگی انسان موثر بوده و جایگاه و اهمیت غیر قابل انکاری در بسیاری از ابعاد زندگی دارد.
واژگان كلیدی : نماز، مفهوم نماز، فلسفه نماز، آثار معنوی و اخلاقی نماز.

مقدمه

انسان به عنوان موجودی ذی‌شعور و خلاق، متناسب با سیر و درجه رشد تكامل خود محتاج دانستن است. این احتیاج او را وادار به طرح پرسش هایی متعدد و متفاوت می‌كند، پرسش هایی كه می‌تواند از پیدایش وجود شروع، و تا هدف و انتهای آن ادامه پیدا كند. این پرسش ها عبارتند از: این جهان چیست؟ چگونه می‌توان در این جهان جاودان ماند؟ امور مطلوب و پسندیده در این جهان چیست؟ رابطه و نسبت انسان با آنچه وجود دارد، چیست؟ وطن اصلی و نهایی من كجاست؟ تكلیف من در این جهان چیست؟‌ و ...آگاهی و پاسخ به این سؤالات پایه فرهنگ یعنی نظام نمادین، معانی، اندیشه‌های منظم و متنوع بشری را در خلال زمان تشكیل می‌دهد؛ و هر فرهنگی که بتواند زمینه بیشتری جهت طرح این پرسش ها فراهم نموده و پاسخ هایی مستدل، قانع كننده و شیوا به آن ها بدهد, از ارجحیت بیشتری برخوردار است؛ لذا ضرورت دارد كه آن فرهنگ را پذیرفته و درونی كنیم. اعتقاد ما بر این است که نماز می‌تواند فرهنگی را ایجاد نماید برای طرح این گونه سؤالات، فرهتگی که برای دانستن، علم و یاد گیری ارزش فراوانی قائل است و پاسخ هایی شفاف، مستدل، منسجم و شیوا به سؤالات انسان می دهد. بنابراین لازم است برای روشن تر شدن ارزش و اهمیت این فرهنگ غنی و پراهمیت به بررسی عمیق تر این فریضه الهی بپردازیم، پیش از ورود به بحث اصلی به بررسی مفهوم و ریشه واژه نماز خواهیم پرداخت.

ریشه واژه نماز

ریشه واژه نماز درفارسی از لفظ پهلوی«نماك» گرفته شده وآن هم به نوبه خود از ریشه باستانی«نِم» ؛ به معنی «خم شدن و تعظیم كردن» مأخوذ است كه به تدریج بر معنی «صلاة» یعنی عبادت ویژه ما مسلمانان اطلاق گردیده است.(خزائلی، 1384: 338) بر اساس بعضی از كتب تاریخی، برخی از ایرانیان تازه مسلمان در سال های حكومت اعراب بر ایرانیان به جای كلمه«صلاة» از كلمه«نماك» استفاده می‌كرده اند؛ و هنگام فراخواندن مردم به سوی نماز به جای «الصلوة» كلمه«اَلنِّماك» وبه جای« حَیَّ عَلَی الصَّلوةِ» جمله «بشتابید به سوی نماك» را به كار می برده اند. (راشدی ، 1384 ،ج 1 : 65 )

ترجمه عرفانی از معنای نماز

بعضی از بزرگان صلاه را از تصلیه مشتق می دانند بدین معنی که چوب های کج را با گرفتن به نزدیکی آتش و رساندن حرارت به آن مستقیم سازند. عرب آن را تصلیه گویند، گویی نمازگزار با توجه به مبدأ اعلی در نماز کج رفتاری های نفس را که در اثر توجه به غیرخدا و میل به باطل ایجاد شده است، تعدیل می نماید احتمال دارد که تصلیه از باب تفعیل باشد و در این مورد به معنای سلبی آمده باشد(گرچه نادرست) بنابراین معنای تصلیت، سلب حرارت می شود گویی نمازگزار با انجام عمل نماز، حرارت آتش جهنم را از خود دور نموده و از سوزش آن می کاهد.(خمینی، 1359،ج 1: 23)

حقیقت و باطن نماز

آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهری كه اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهری آن است. نماز امری است الهی كه تحقق آن همانند سایر امور دارای ظاهر و باطن است كه در متون دینی به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهری نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگی به ذات ربوبی، اعتماد و ركون به وجود سرمدی و محو شدن در مقابل ذات یكتایی كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است. حقیقت نماز اعم از معنای ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادی است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكی و هیكل مادی قالب گیری شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهری وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»( سوره جن(72)، آیه 14).
حقیقت نماز هم چون سایر امور در باطن و روح او نهفته شده كه این قالب و صورت را پذیرا شده است هرگاه آن حقیقت بخواهد در عالم خارج تحقق یابد قطعاً باید در همین طور و قالب خاص باشد و در غیر این صورت نماز نبوده بلكه پدیده دیگری است. هرگاه این قالب خاص و صورت ظاهری نماز با روح و باطن آن آمیخته و قرین گردد نماز حقیقت خود را یافته و تأثیر خود را میگذارد. در چنین صورتی است كه این امر الهی، معراج مؤمنین(مجلسی، بی تا، ج82 : 303 روایت 2 باب 4)، روشنگر چهره مسلمین(پاینده، 1384، حدیث 1874)، مقرِّب متقین(پاینده، 1384، حدیث 1878)، مكمّل اخلاص مخلصین، مبعِّد خصائص ملحدین(طبرسی،1380، ج7 : 447)، مسوِّد چهره شیاطین(پاینده، 1384، حدیث 1877.)، وممیّز مؤمنین از كافرین(پاینده، 1384، ح 1098)، قرار می گیرد. پس نمازی كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطی شی نخواهد بود. بنابر این قیام به ظاهر آن، تحركی در نماز گزار ایجاد نخواهد كرد و از سوی ذات باری به این نماز اقبال و توجهی نیست چنانچه از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده كه فرمودند:
«خداوند متعال نظر نمی افكند به نمازی كه آدمی دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(نراقی،1384: 668).
پس حقیقت نماز اعم از صورت ظاهری و معنای باطنی است و تمسك به هر یك از این دو بدون دیگری نماز نیست در نتیجه هم كسانی كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بیخبرند از حقیقت نماز غافلند و هم آنان كه نماز نمی خوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقیقت آن رسیده ایم معرفتی از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقیقت است.

فلسفه ی وجوب نماز

ازامام علی ابن موسی الرضا علیه السلام روایت شده که فرمودند: «علت آن که نماز بر مردم واجب شد آن است که نمازگزار به ربوبیت خداوند متعال اقرار و اعتراف می کند و هرگونه شرکی را از ساحت قدسش به دور می افکند و در پیشگاه خداوند جبار با حالت خواری و بیچارگی و فروتنی و اعتراف می ایستد و چشم پوشی از گناهان گذشته را خواستار می شود و به منظور تعظیم و بزرگداشت خدای عز و جل هر روز صورت بر زمین می گذارد تا بدین وسیله همیشه به یاد خدا باشد و آنی خدای را فراموش نکند و نعمت خداوند باعث سرکشی و طغیان او نشود بلکه حالت دل شکستگی و ذلت را از دست نداده، افزایش دین و دنیای خود را طالب و راغب باشد.» ( خمینی، 1359،ج 1: 30).
نماز موجب مداومت شبانه روزی بر یاد خداست تا بنده سرور خود و تدبیرکننده و آفریننده ی خود را فراموش نکند که اگر فراموش کرد ناسپاسی و گردنکشی آغاز می کند ولی یاد خدا و ایستادن به نماز او را از همه ی گناهان باز می دارد. آفریده بودن انسان و اعتقاد به این که دست قدرتمند و با حکمتی او را پدید آورده لزوماً بدین معنی است که از آفرینش او هدف و مقصودی بوده است. این هدف را می توان پیمودن راهی برای رسیدن به سر منزلی دانست طبق نقشه ای دقیق و با وسیله هایی معین. نیک و استعدادهای نهانی انسان و به کارگیری آن دررا نیکی و نیک سازی خود و جهان و انسان ها. پس باید الله را بشناسد و راهی را که او برای تعالی آدمی ارائه داده در پیش گیرد. انجام کارهایی که انسان را به هدفش نزدیک می کند و ترک کارهای بیهوده فلسفه ی زندگی اوست. دین ضمن آن که هدف و جهت و راه و وسیله را مشخص می کند توش و توان لازم را نیز به انسان می بخشد و مهم ترین محموله ی کوله بارراهپیمایان توشه ی یاد خداست. روحیه ی طلب و امید و اطمینان که بال های نیرومند این پروازند، فرآورده و زائیده ی یاد خدا می باشد.
یاد خدا از طرفی هدف را که همانا پیوستن به او (یعنی بی نهایت خوبی و کمال است) همواره مد نظر قرار می دهد و مانع از گم کردن جهت گیری می شود و از طرفی به او قوت قلب و نشاط و اطمینان می بخشد و او را از فریفتگی به پدیده ها یا بیم از ناهنجاری ها و ناهمواری ها محافظت می کند. یکی از اعمالی که سرشار از انگیزه ی یاد خداست، نماز است. در لابه لای مشغولیت های فکری که انسان را احاطه کرده، وی خیلی کم و بندرت می تواند به خود و هدف زندگی و گذشت لحظات و ساعات و روزها بیندیشد. نماز یک زنگ بیدار و یک هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است. به او برنامه می-دهد و از او تعهد می خواهد. به روز و شبش معنا می دهد و از گذشت لحظه ها حساب می کشد از جانب دیگر فراموش کردن هدف و جهت در زیر فشارهای مادی امری واضح و طبیعی است به علاوه زمان کافی برای بررسی تمام خواسته ها و ایده آل های این مکتب (مکتب زندگی سعادت بخش اسلام) در شبانه روز هیچگاه وجود ندارد. نماز چکیده و خلاصه ی اصول این مکتب را در خود دارد و با گفتنی ها و حرکت های حساب شده، نمودار اسلام است.
نماز خلاصه ی اصول مکتب اسلام و روشنگر راه مسلمانی و نشان دهنده ی مسئولیت ها و تکلیف ها و نتیجه ها است.
در آغاز روز، در نیمروز، در هنگام شب مسلمان را طلبیدن و اصول و راه و هدف و نتیجه را به زبان خودش به او فهماندن، او را نیرویی معنوی وادار به عمل کردن... این است نماز که مؤمن را قدم به قدم و پله پله به قله ی ایمان و عمل کامل نزدیک می سازد و از او عنصری ذی قیمت و مسلمانی درست می سازد. آری نماز نردبان مؤمن است. بشر، راهی دراز و دشوار در پیش دارد راهی که او را به رستگاری و سعادت می رساند و پیمودن و رسیدن به آن هدف، پدید آمدن و بودن اوست. ولی آن چه در پیش پای بشر نهاده شده، فقط این راه نیست. کوره راه ها و راه های انحرافی در مسیر اصلی او قرار دارد گاه آن قدر فریبنده و دل انگیز که مسافر راه اصلی را دچار تردید و اشتباه می کنند. لازمه ی رهایی از چنین تردیدها، همانا حفظ جهت گیری صحیح و مداوم به سوی هدف و مقصود نهایی است یعنی به سوی خدا، و داشتن نقشه ترسیم شده ای از راه و مسیر. نماز، چیزی جز یک توجه مداوم به خدا و هم طرح و نقشه ای اجمالی از راه اصلی نیست. زیرا نماز، تأمین کننده ارتباط دائمی و تماس همیشگی مؤمن است با خدا و با مجملی از تفکر اسلامی. بدین گونه آشکار می گردد که تقسیم نماز به وقت های پنجگانه، برای چه و دارای چه اندازه اهمیت است، همچنان که تقسیم غذای جسم، به اوقات مختلف شب و روز.
به نظر می رسد که اقامه نماز،چیزی فراتر از «گزاردن نماز» است. یعنی فقط همین نیست که کسی خود به عمل نماز قیام کند. بلکه این است که در جهت وسعت نماز، به راه افتد و دیگران را نیز به راه اندازد. گویا برپا داشتن نماز آن است که انسان، با کوششی بایسته، جو/و فضای زندگی خود و دیگران را خداجویانه و خدا پرستانه بسازد. مؤمن با اقامه ی نماز ریشه ی تباهی و فساد و گناه را در خود و محیط می سوزاند. و انگیزه های درونی و بیرونی گناه را خنثی و بی رنگ می-سازد. و فرد و جامعه را از کارهای زشت و منکر باز می دارد. نماز به انسان جایگاه او را یادآوری می کند حد و حدود او را می شناساند. به او می فهماند که اگر دانا و عالم هستی، اگر دانشمند و فیلسوف هستی، و اگر هر که هستی، باز عبد و بنده ای. مبادا از حریم خویش پا فراتر نهی. چرا که در نظام تکوین هر معلولی عبد علت خود بوده و هیچ گونه گسستگی در رشته ی علیت راه ندارد و نه علت از اشراف و افاضه باز می ماند و نه معلول از اطاعت و خضوع سر باز می زند. و این مفهوم را در چندین نوبت از شبانه روز به او یادآوری می کند تا ریشه های تکبر و غرور و سرکشی بخشکد و مجال جلوه گری نیابد.

آثار معنوی واخلاقی نماز

انسان اسیر محبت و بنده احسان دیگران است، نعمت و نیكی، از هر كه باشد، انسان را به مقام سپاس و تشكر می‌كشد و توجه به نعمت‌های بی‌حساب و فراوانی كه از هر سو و در هر زمینه ما را احاطه كرده، قویترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می‌كند. نعمت‌های فراوانی كه حتّی پیش از تولّد انسان شروع می‌شود و در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم از آن ها بهره‌مند خواهیم شد به طوری كه در قرآن مجید به این نكته اشاره شده كه «باید خدای كعبه را عبادت كنند، خدایی كه آنان را از گرسنگی نجات داد و سیر كرد و از ترس ایمن ساخت(سوره قریش (106)، آیه 3 تا 5.)» اگر اندكی چشم بصیرت گشوده و این نعمتها و لطف و فضل خدا را درباره خودمان ببینیم خواهی نخواهی سپاس او را خواهیم گفت.گفته شده است كه نماز، نوعی سپاسگزاری از این نعمت ها به شمار می‌رود و این سپاس برای خدا سودی ندارد، بلكه برای خودمان مفید و اثربخش بوده و نشانه معرفت ماست(قرائتی، 1369: 12 و 41 و 42) آنچه در این پژوهش از آثار فردی نماز ذكر می‌شود ما را به این نكته رهنمون می‌سازد كه نماز خود نعمتی از جانب خدا بر بندگان است كه زبان از شكر این نعمت قاصر و عقل از آوردن نمونه‌ای مانند آن عاجز می‌ماند.اینك به بررسی آثار معنوی و محتوایی نماز می‌پردازیم.
ادامه مطلب......


رابطه عبادت و عبودیت با سلامتی

چکیده
در باب اهمیت عبادت و بندگی خداوند متعال آیات و روایات زیادی وارد شده است تا آنجا که حتی مقصود از خلقت جن و انسان نیز عبادت خداوند متعال معرفی شده است و شرط اولیه عبادت حضرت باری تعالی داشتن بدن و جسمی سالم است و دیگر اینکه دستورات فراوانی نیز در دین اسلام پیرامون حفظ صحت بدن آمده که با بررسی و عمل به آنها می توان به این مقصود رسید ولی برای تحقق این امر باید به دامن طب اسلامی پناه برد زیرا این طب است که منشأ الهی ووحیانی دارد لکن برای پی بردن به جایگاه ویژه طب اسلامی سنتی در زمان کنونی ناگزیر هستیم که این طب والای برگرفته از تعالیم انبیاء و ائمه اطهار علیهم السلام را با طب رایج که منشأ پدید آمدن آن جهان غرب بوده مقایسه شود که شواهدی نیز بر برتری طب اسلامی سنتی بر طب رایج غربی وجود دارد.
و همچنین نظریات صاحبنظران نیز بر برتری طب اسلامی نسبت به طبهای دیگر و طب رایج نیز مطرح می باشد، پس از اثبات اینکه طب اسلامی سنتی برترین مرجع برای مراجعه برای حفظ صحت بدن و نیز حتی درمان بیماریهاست چندی از دستورات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام همچون پرهیز از اسراف در طعام و انواع اسرافهائی که در لسان معصومین (علیهم السلام) وارد شده است و دستورات دیگر مطرح می گردد، همچنین زمان غذا خوردن در آداب اسلامی و رابطه آن با مساله عبادت خداوند متعال نیز در طب اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، در ضمن اینکه پیرامون غذا خوردن و اصولی که منجر به صحت بدن خواهد شد نیز مطرح شده است، حتی در مورد کیفیت و زمان آب خوردن نیز دستورات مهمی در طب اسلامی پیرامون حفظ صحت بدن وجود دارد که چندی از این مسائل ذکر شده است.
یکی از مسائل مهم در طب اسلامی سنتی پیرامون حفظ سلامتی و درمان بیماری ها مسأله حجامت است که جایگاه آن در آیات و روایات بسیار مهم دیده شده است که این اهمیت نیز در مقاله مطرح گردیده است.
کلید واژه: حفظ صحت بدن ـ طب اسلامی سنتی ـ طب رایج ـ عبودیت و سلامتی ـ تعالیم انبیاء و ائمه پیرامون طب.

مقدمه

بنابراینکه موضوع مقاله اینجانب حفظ صحت بدن و رابطه آن با عبادت و عبودیت است، باید این موضوع از دو جنبه مورد بررسی قرار گیرد:
1) عبادت و مقام عبودیت
2) صحت و سلامت انسان و مسئولیت آدمی در برابر حفظ صحت و تندرستی؛اهمیت اینکه دین مبین اسلام در این رابطه چه وظایفی رامتوجه انسان می داند و پس از پی بردن و اثبات اهمیت صحت جسمی و روحی انسان از منظر قران کریم واحادیث ائمه (علیهم السلام) و ارتباطی که عبادت خدای متعال و سلامتی دارد و اینکه اگر شخصی بخواهد به مقام عبودیت برسد باید از جسم خود که وسیله ای است برای آن منظور استفاده لازم را ببرد، که اگر این مرکب روح ناتوان و یا بیمار شود آدمی را برای رسیدن به اهداف الهی باز می دارد و چون مقام عبد بودن بسیار والا می باشد و برای رسیدن به آن باید طی طریق کرده و همه موانع سر راه را برداشت تا به مقصود رسید و از همه موهبت های الهی و نعمات آن که جسم سالم از آن جمله است،برخوردار شد، به همین جهت اینجانب بر آن شدم که دستورات الهی که برای حفظ صحت بدن این مرکب روح آدمی لازم است را مورد بررسی قرار داده تا با رعایت این موارد و با استفاده صحیح از بدن در راه عبادت پروردگار عالمیان بتوان موجباتصعود روح انسان به مقام عبودیت را فراهم نمود، باشد که مورد توجه خداوند متعال قرار گیرد.

معنای عبودیت و رابطه آن با سلامتی

عبودیت و بندگی به معنای اظهار تذلل و خشوع در برابر ذاتی است که استحقاق بندگی دارد.
العبودیَّهُ اظهارُ التَذَلُّلِ و العبادة أبلغُ منها لاَنَّها غایَهُ التَّذلُلِ و لا یَستَحِقُها اِلاّ مَن لَهُ غایَهُ الاَفضال وَ هُوَ الله تعالی(1)
و لِهذا قالَ: اٍنَّما تَعبُدُوا اِلّا اِیّاهُ (2)
عبودیت اظهار تذلل است، و عبادت از آن رساتر است زیرا عبادت به معنای تذلل نهائی است و تذلل نهائی شایسته کسی است که واجد کمال نهائی است و او خدای تعالی است.
بندگی و عبادت، بزرگترین افتخار و سرمایه انسان است، قرآن کریم می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاسُ اعبُدُوا رَبَّکُمُ الّذِی خَلَقَکَم وَ الَّذینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ(3)
ای مردم، پروردگار خود را پرستش کنید، آن کسی که شما و پیشینیان را آفرید تا پرهیزکار شوید.
و در آیه دیگر می فرماید:
ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنس اِلّا لِیَعبُدون (4)
و هدف خلقت جن و انس را عبادت خدای متعال می داند و از آنجائیکه عبادت خدای متعال با این همه اهمیتی که بیان شد و دیگر اینکه شرط اولیه عبادت حضرت باری تعالی داشتن بدن و جسمی سالم و دارای صحت و عافیت می باشد، آیا خداوند رحمان و رحیم که رحمت واسعه ی او بر رحمت ویژه اش نسبت به مومنین پیشی گرفته، راهی برای تأمین بهداشت و سلامت مردم معرفی نکرده است؟ و دیگر اینکه آیا مردم را به حال خود واگذاشته و هیچ راهنمائی برای این منظور در نظر نگرفته است؟
آیا دستورات درمانی موجود در آیات قرآن مجید که چراغ هدایت آدمی است وتعالیم طبی موجود در احادیث و سیره ی معصومین علیهم السلام که در یک سیر تاریخی به دست ما رسیده اند، به اندازه ی تراوشات و ابتکارات فکری و پیش فرضهای علمی موجود، که هر روز تغییر می کنند و نقص پذیرند قابل اعتماد نیستند؟
آیا می توان با توجه در آیات و روایات و راه و روش ائمهاطهار علیهم اسلام و انبیای عظام، تعریف کاملی از شخصیت و رابطه ی انسان با طبیعت و مکتب درمانی جامعی به مردم معرفی کرد؟ مکتبی که همه سونگر بوده و درک آن از طبیعت اجزای واقعی باشد؟ مکتبی که به رابطه ی انسان با جهان واقف باشد و نحوه ی بهره برداری درست از آن را به مردم بشناساند و جهت گیری او در بهره وری از طبیعت، هدایتگرانه و همسو با سرشت الهی باشد؟ طب اسلامی، طبی است فراگیر، کل نگر، ژرف اندیش و واقع نگر و با اطلاعی که از مفاهیم اسلامی در اختیار دارد می تواند با ساماندهی تفکرات موجود در زمینه بهداشت و درمان، نیاز امروز بشر که به سلامت بشریت می اندیشد و در جستجوی حفظ صحت بدن از بیماریها و راه درمان است را پاسخ دهد، طب اسلامی عبارت است از تبلور تعالیم انبیاءو ائمه اطهار علیهم السلام پیرامون حفظ سلامتی و صحت که همان بهداشت و پس از آن درمان که در قرآن و احادیث و سیره ی معصومین علیهم اسلام مطرح گردیده است و الهام گرفتن از قوانین حاکم بر نظام طبیعت، که تمام موجودات به وسیله علم غریزی و خدادادی از آن برخوردارند و زندگی خود را با آن اداره می کنند، ونیز تفکرات و اندیشه های حکمای پس از اسلام در طب و درمان.

اهمیت حفظ صحت بدن

حفظ صحت بدن در طب اسلامی که عبارت است از مجموعه دستورات و تعالیم طبی که در قرآن مجید و سخنان ائمه اطهار علیهم السلام آمده و با رعایت آن دستورات به غایت امر که صحت و سلامت است دست پیدا می شود، اما در ابتدا باید شفا بخش بودن قرآن ثابت گردد که با استناد به آیات و روایات شفا بودن قرآن کریم در بیماریهای روانی واخلاقی و همچنین بیماریهای جسمی اثبات می گردد:

1) وسیله شفا بودن قرآن کریم و معرفی آن به عنوان شفا و رحمت
ونُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاء و رحمةٌ لِلمؤمنین(5)
علامه طباطبائی رحمة الله علیه در مورد این آیه می فرماید:
از جمله حرف هائی که مفسرین در مورد این آیه ذکر کرده اند این است که مراد به شفا در آیه اعم از شفای مرض های روحی از قبیل جهل و شبهه و ملکات زشت نفسانی است، بلکه مرض های جسمی را هم شامل می شود زیرا با تبرک به آیات کریمه قرآن و نوشتن و همراه داشتن آنها مرض های بدنی هم معالجه می شود ما هم در این حرف، صحبتی نداریم.

2) روایاتی که دال بر شفا بودن قرآن است:

الف) فَاستَشفُوهُ مِن أَدوائکُم(6)
از قرآن برای شفای بیماری هایتان یاری جوئید.
در این فرمایش امیرالمومنین (علیه السلام)؛ شفا بودن قرآن مختصر به بیماری های اخلاقی نیست و از بیماری به طور مطلق نام برده شده است.
همچنین امام رضا (علیه السلام) فرموده اند: از قرآن شفا جوئید که در آن شفای همه بیماریهاست(7).
از امام صادق (علیه السلام) نقل است، که امیرالمومنین فرمودند:
ثلاثُ یَذهَبنَ بالبَلغَم وَ یَزِدنَ فِی الحفظِ:
السِواکُ و الصومُ والقراءةُ القرآنِ(8)
سه چیز حافظه را زیاد کرده بلغم را می برد: مسواک، روزه و قرآئت قرآن که شاهد مثال در این حدیث بحث زدودن بلغم می باشد که یک تأثیر جسمی است پس معلوم می گردد، آثار شفا بخش قرآن محدود به روان نمی شود و جسم را نیز در بر می گیرد.
اهمیت مراجعه به طب اسلامی ایرانی
از آنجائیکه پی بردن به دستورات واقعی طب ایرانی اسلامی بدون در نظر گرفتن و مقایسه با دیگر دستورات طبی دنیا ممکن نیست، و این مقایسه اهمیت ویژه ی دستورات اسلام را بیش از پیش نمایان می کند و ویژگیهای خاص طب اسلامی در مقایسه با طب های مطرح دنیا به خصوص طب رایج، که سرمنشأ آن غرب است بهتر مشخص گردیده و پس از اثبات والا و بهتر بودن طب اسلامی و اینکه بهترین دستورات پیشگیری و درمان بیماریها در گروی فهم و انجام طب اسلامی است؛البته باید گوشزد شوم که خیلی از علماء گذشته جهان اسلام، خود از علم طب بی بهره نبوده اند و حتی بعضی از آنها در زمینه پیشگیریها و درمان بیماریهای دوران خود صاحب نظرانی بوده اند که حتی الان پس از گذشت چندین قرن از کشف این رموز و دستورات الهی باید دوباره در این زمینه به دامان همان طب گذشته که برگرفته از قدمت بیش از هفت هزار ساله علم طبی انبیاء عظام و ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده بازگردیم و این علمی که متأسفانه تا حد زیادی از آن در حال به فراموشی سپردن می باشد، دوباره احیاء شود و علمی کاربردی و مورد استفاده برای جامعه بشریت و مسلمین جهان باشد و آنچه خود داریم از بیگانه تمنا نکنیم، آنچنان که دل طلب جام جم از ما می کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد، مصداق پیشگیری و درمان در مسائل طبی ما مسلمین نباشد، و منظور از مطرح کردن این بحث چیزی جز پی بردن به ارزش واقعی طب اسلامی نیست و هیچ گونه قصد تخریب دیگر طب های رایج در این بحث وجود ندارد:
اما توضیحاتی در این باب:
طب ایرانی اسلامی، غنی ترین و قوی ترین طب در طول تاریخ بوده و علم طب از حکمای مسلمان ایرانی به کشورهای دیگر رفته است و تقریباً بیشتر بیماریها به طور ریشه ای در طب ایرانی اسلامی درمان کامل و قطعی می شده ولی در طول حدود دویست سال پیش تاکنون به دلائل مختلف و بعضاً مغرضانه طب ایرانی اسلامی با کمال تأسف به انزوا کشیده شده است و در طول این تاریخ حکمای اسلامی مجالی برای بیان دیدگاه های خود و ارائه ی کتابهائی در زمینه طب ایرانی اسلامی پیدا نمی کردند، و اینکه مقایسه علم طب اسلامی الان با قبل از دویست سال پیش قابل مقایسه نیست، و قبل از آن تاریخ حکمای بزرگی و کتابهای غنی در این باره نوشته می شد، اما چه شد که در طول دویست سال گذشته باعث گردیده این علم با ارزش الهی به کمرنگی و حاشیه رانده شود و علم طبی رایج غربی جایگزین آن شود در پی آن وابستگی مسلمین به غریبها و خرید سالانه داروهای وارداتی به قیمت های بسیار بالا که بسیاری از این داروها برای بیماریهائی تجویز می شود که در طب ایرانی اسلامی با هزینه بسیار کمتری و همچنین بدون هیچ گونه عوارض داروئی قابل درمان است، در عین حال که بسیاری از پولهای بیت المال بدون هیچ گونه اهمیت زیادی از کشور خارج گردیده، در صورتی که لزومی ندارد و می شود این هزینه ها را در ترویج دستورات الهی پیرامون طب و درمان بیماریها در داخل کشور انجام داد.
نکته دیگری که گوشزد می شود، این است که اسلام دین تحجر و بی سوادی نیست، بلکه دینی است کاملاً عقلی و عملی و منطقی که ریشه بسیاری از علوم از جمله علم طب و علوم سودمند از ناحیه انبیاء عظام (علیهم السلام) بوده است و بسیاری از نسخه هائی که در طب اسلامی ایرانی داده می شود از قول انبیائی همچون حضرت عیسی (علیه السلام) یا پیامبر گرامی اسلام (صل الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد.
طب اسلامی ایرانی فقط در زمینه پیشگیری یا درمان بیماریها صاحب نظر نیست بلکه در زمینه های بسیاری با استفاده از علم مفید مزاج شناسی مباحث بسیار مهم و قابل اهمیتی را بیان می کند که از جمله این موارد می توان به انتخاب شغل مناسب با مزاج هر شخص، انتخاب مسئول مناسب برای هر امری، انتخاب همسر مناسب با توجه به مزاج طرفین ازدواج، راز طول عمر مناسب و ساختن مومن واقعی؛ زیرا اگر شخص از لحاظ مزاج شناسی نزدیک به اعتدال نباشد، نمی تواند مومن واقعی باشد و عمل به فرامین اسلامی نماید، برای تبیین بهتر این مسأله ناگزیر؛ مثالهائی مطرح می گردد: کسی که غلبه مزاج سودای غیر طبیعی داشته باشد، نمی تواند شب هنگام به موقع به خواب رود و سحر برای عبادت سحرگاهی و کار برخیزد و یا فردی که غلبه بلغم شدید دارد نمازش قضا می شود، و هر چند بخواهد نمی تواند برای عبادت سحرگاهی برخیزد و کسی که دچار غلبه صفرای شدید شده باشد نمی تواند مؤمن خوش اخلاق و بردباری باشد.

مقایسه طب اسلامی سنتی با طب رایج

در این مجال پس از اهمیت ویژه طب اسلامی ایرانی به مقایسه این طب الهی با طب های غیر الهی از جمله طب جدید پرداخته می شود:

1- طب اسلامی قدمت حدود هفت هزار سا له دارد ولی طب جدید حدود دویست سال سابقه دارد.
2- طب اسلامی ایرانی ریشه در وحی و سنت و عقل و حکمت دارد اما طب جدید با کنار گذاشتن اوامر الهی و در زمانی که خواهان برکناری دین از زندگی مردم بودند شروع و هیچ گونه ریشه ای در وحی و سنت و فرامین الهی ندارد.
3- هزینه های داروئی در درمان بسیاری از بیماریها در طب جدید بعضاً بسیار گران و پر خرج و به منظور سودجوئی است، در حالیکه همان بیماریها درطب اسلامی ایرانی با هزینه های بسیار کمتری قابل درمان می باشد.
4- در حدیثی گرانبار پیامبر اکرم (صل الله علیه واله) فرموده اند:«پروردگارعالم هیچ دردی را بی درمان نیافریده» و طب اسلامی قائل به درمان همه بیماریهاست ولی طب غربی بسیاری از بیماری را لاعلاج می داند.
5- طب اسلامی ایرانی اصول صحیح و علمی برای تغذیه برحسب مزاج شناسی و علم مصلحات و غیره دارد، ولی در طب جدید اصول علمی و مزاجی و مصلحاتی در تغذیه لحاظ نشده و این از ضعف های بزرگ طب جدید غربی است.
6- داروهائی که برای دو بیمار با مریضی یکسان ولی متفاوت در مزاج تجویز می شود در طب اسلامی ایرانی کاملاً متفاوت است، در حالیکه در طب جدید درمان اکثر بیماریهای مشابه برای همه داروهای یکسانی تجویز می گردد.
7- در طب اسلامی ایرانی ریشه بسیاری از بیماریها در اندام های دیگر جستجو می شودو نه در همان اندام درگیر شده ولی طب جدید در بسیاری از موارد به دنبال علت بیماری در همان اندام می گردد که در نتیجه موفق نیست، برای مثال: از جمله اندام هائی که در طب اسلامی ریشه بسیاری از بیماریها شناخته شده، معده است که طبق حدیث: اَلمِعدَةُ بَیتَ کُلِّ الداءِ وَ الحِمیَةُ رأسَ کلِّ دَواءِ (9)
پیامبرگرامی (صل الله علیه وآله) فرموده اند: معده خانه هر بیماری است و امساک و کم خوری در رأس تمام درمان هاست. آنچنانکه حکمای طب اسلامی ایرانی در بسیاری از موارد درمان را از معده شروع می کنند که اولین مرحله هضم غذا در بدن است و بسیار هم موثر واقع می شود.
8- در طب اسلامی ایرانی شفا را از خداوند متعال می دانند ولی طب غربی در بسیاری از موارد تأثیر نسخه هایشان را بیش از نقش خدا می دانند.
9- در طب اسلامی ریشه بیماریها دسته بندی و کاملاً مشخص است و اکثراً به یکی از چهار علت مزاجی سودا، صفرا، بلغم و خون بر می گردد ولی طب غربی ریشه بیماریها را دسته بندی و مشخص ننموده و بعضاً ریشه بیماری نامعلوم است.
10- در طب ایرانی اسلامی با درمان یک بیماری و رعایت رژیم غذائی و داروهای پاکسازی کننده کل بدن بیمار پاکسازی می شود ولی در طب غربی کل بدن در نظر گرفته نمی شود و منجر به پاکسازی کل بدن نخواهد شد.

برای اینکه هر مسلمانی با طب اسلامی و ارزش آن آشنا و آگاه شود ناگزیز هستیم که پس از بیان تفاوتهای طب اسلامی و سنتی با طب رایج، اکنون برخی شواهد برتری طب اسلامی و سنتی بر طب رایج بیان شود، تااینکه ثابت گردد برای حفظ صحت بدن و جسم و به تبع آن سالم بودن از نظر روحی و اقدام برای طاعت و عبودیت حضرت حق تعالی که لازمه آن داشتن بدن سالم و مرکبی صحیح برای روح است،خود اسلام عزیز دارای تعالیموالا و برتر نسبت به دیگر طب های غیر الهی است، که باید ابتدا هر شخص با این طب الهی و آسمانی آشنا و پس از اثبات برتری این طب نسبت به طب رایج، بدان تعالیم جامه عمل بپوشد و اقدام به ترویج طب الهی اسلامی سنتی بنماید.
ادامه مطلب.....


رسانه و تربیت دینی (با تأکید بر تبلیغ و آموزش نماز)

  نویسنده: دکتر حکیمه سادات شریف زاده(1)

چکیده
مقاله حاضر به بررسی نقش رسانه در تربیت دینی، با تاکید برآموزش و تبلیغ نماز می پردازد. نماز برای دستیابی به هدف نهایی تربیت اسلامی، بهترین وسیله است. موضوع بحث این نوشتار مربوط به استفاده از روش های تربیت دینی در رسانه ملی (تلویزیون) برای سوق دادن کودکان و نوجوانان به نماز است. از جمله این شیوه ها، روش اعطای بینش و روش دعوت به ایمان در رسانه است. در این باره، براساس تاثیر عامل انگیزش، دیدگاه دو تن از روان شناسان (مزلو و کلبرگ) مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین به روش های تلقین و القا، اسوه سازی، آراستن ظاهر، تزیین کلام و زمینه سازی اشاره می شود. در مورد موضوع زمینه سازی، عوامل ایجاد کننده دقت از دیدگاه روان شناسی بیان می شود، که می تواند در تربیت دینی از طریق رسانه موثر واقع شود. در انتها پس از نتیجه گیری، راهکارهای عملی در باب تبلیغ و آموزش نماز در رسانه، با توجه به ارکان ارتباط (فرستنده پیام، مخاطب، پیام، روش و ابزار ارتباط) ارائه می شود.

کلید واژگان:

تربیت دینی، رسانه، تبلیغ نماز.

مقدمه

رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، در عصر حاضر تحول چشمگیری یافته اند. در میان رسانه هایی چون سینما، رادیو، تلویزیون، ماهواره و شبکه های اینترنت، تلویزیون تاثیر فراوانی بر شکل گیری افراد اجتماع دارد. از طریق تلویزیون می توان به مقاصد گوناگونی نظیر اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، اندیشه پردازی (فرهنگ سازی)، و افزایش آگاهی های اجتماعی نزدیک شد. هر اندازه که رسانه به بهترین شکل به کار گرفته شود، منابع و فواید آن در زمینه کمک به رشد صحیح و سالم افراد و تحول و پیشرفت جامعه به سوی کمال مطلوب بیشتر است. برنامه هایی که از رسانه ملی (تلویزیون) پخش می شود، موجب تحکیم خانواده و ترویج و انتشار مسائل دینی می شود.
بسیاری مواقع افراد جامعه، اطلاعاتی در یک زمینه دارند و فواید کاری را می دانند، اما از انجام آن غفلت می کنند و یا موفق به انجام آن نمی شوند. عده ای نیز با وجود آگاهی داشتن به طور عمد اقدام نمی کنند و خلاف آن عمل می کنند. پس رسانه با چند دسته خانواده مواجه است: خانواده های بی اعتقاد به مسائل مذهبی، خانواده های غیر مذهبی که می توان با دلایل منطقی آنها را توجیه کرد، خانواده های مذهبی ناآگاه و خانواده های مذهبی توانمند و آگاه. بنابراین برنامه ها باید طوری باشند که نماز خواندن در خانواده های مذهبی را تحکیم و خانواده های ناآگاه را با دلایل منطقی توجیه کند. این امر در تلویزیون از طریق روش های مستقیم و غیر مستقیم امکان پذیر است.
در این مقاله کوشش شده است که این شیوه ها در رسانه ملی (تلویزیون) تجزیه و تحلیل شوند و راهکارهای عملی در این زمینه ارائه شود. به همین منظور ابتدا اشارات کوتاهی به اهمیت نماز در قرآن و حدیث می شود و سپس اصول و روش های تربیتی نماز در رسانه بررسی می شود و در نهایت نتیجه گیری لازم به عمل می آید.

اهمیت نماز در قرآن و حدیث

خداوند در قرآن می فرماید: وَ أَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ؛ (عنکبوت، 45) «و نماز را به جای آر، که همانا نماز شما را از هر کار زشت و منکر باز می دارد».
سیاق آیه نشان می دهد که طبعیت نماز، بازداری از فحشا و منکر است؛ زیرا نماز مشتمل بر ذکر خداست و این ذکر اولا ایمان به وحدانیت خدای تعالی و رسالت و جزای روز قیامت را به نمازگزار تلقین می کند، و به او می گوید که خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار ده، از او استعانت بنما و درخواست کن که تو را به سوی صراط مستقیم هدایت کند؛ و ثانیاً او را وادار می کند که با روح و بدنش متوجه ساحت عظمت و کبریایی خدا شود، و پروردگار خود را با زبان حمد و ثنا و تسبیح و تکبیر به یاد آورد. افزون براین او را وادار می کند که خود را از آلودگی بدنی و روحی پاک کند (طباطبایی، 1370، ج16).
خداوند در آیه ای دیگر می فرماید: وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاَةِ؛ (بقره، 45) «و از خدا به صبر و نماز یاری جویید».
در جایی که انسان به تنهایی نتواند از عهده مشکلات و حوادث برآید، مددکاری جز خدا نیست، با اتصال و توجه به ذات مقدس پروردگار و با صبر و شکیبایی می توان مشکلات را از سر راه برداشت (طباطبایی، 1370، ج1).
پیامبر گرامی اسلامی می فرماید: احب الاعمال الی الله الصلاه لوقتها ثم برّ الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله (نهج الفصاحه، حدیث 70)؛ «بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است، آنگاه نیکی با پدر و مادر، آنگاه جنگ در راه خدا».
حضرت علی (علیه السّلام) در نهج البلاغه می فرماید: تعاهدوا امر الصلاه و حافظوا علیها و استکثروا منها؛ و تقربوا بها (نهج البلاغه، کلام 199)؛ «امر نماز را مراعات و آن را محافظت کنید و بسیار به جای آورید و به وسیله آن به خدا نزدیک شوید».
امام باقر(علیه السّلام) در حدیث مفصلی، وظایف اولیا را در تربیت ایمانی بیان فرموده است: در سه سالگی کلمه توحید (لا اله الله) را به طفل بیاموزند و در چهار سالگی «محمد رسول الله» را به او یاد بدهند و در پنج سالگی رویش را به قبله متوجه کنند و به او بگویند که سر به سجده بگذارد، و در شش سالگی کامل، رکوع و سجده صحیح را به او بیاموزند، در هفت سالگی به او بگویند دست و رویت را بشوی و نماز بگزار (فرید، 1368).
قال الصادق (علیه السّلام) فی حدیث: ان ملک الموت یدفع الشّیطان عن المحافظ علی الصلوه و یلقّنه شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحاله العظیمه، (من لایحضره الفقیه، ج1)«امام صادق (علیه السّلام)» در روایتی فرمودند: ملک الموت به هنگام قبض روح، شیطان را از آن که بر نمازش محافظت داشته دفع می کند، تا نتواند به مسافر با ایمان جهان آخرت ضرر برساند، و در آن حالت هولناک، شهادت به توحید و رسالت را به او تلقین می کند».
قال الصادق(علیه السّلام) اول ما یحاسب به العبد الصلوه فان قبلت قبل سائر عمله و اذا ردّت ردّ علیه سائر عمله؛ (وسائل الشیعه، ج3) «امام صادق (علیه السّلام): اول برنامه ای که انسانی به آن محاسبه می شود نماز است؛ اگر پذیرفته شود بقیه اعمال او نیز پذیرفته می شود، و اگر مردود شود سایر اعمال او نیز مردود می شود».
در اینجا پس از بیان اهمیت نماز در قرآن و حدیث، اشاراتی به اصول و روش های تربیت اسلامی در مورد موضوع نماز می شود.

روش اعطای بینش و دعوت به ایمان در رسانه

یکی از اصول مهم تربیت اسلامی، اصل تحول باطن است. اصل «تحول باطن» بیانگر آن است که در تربیت باید به فکر تحول درونی بود، و از راه تغییر در درون فرد، زمینه برای تغییر رفتارها فراهم می شود. با استفاده از دو روش اعطای بینش و دعوت به ایمان، تلقی آدمی از امور، دگرگون می شود. ایجاد دگرگونی در تلقی افراد، از جمله
لوازم قطعی تغییر رفتارها و اعمال آنهاست. بینش نوعی آگاهی عمیق و گسترده است و از این رو آدمی را با واقعیت مورد نظر کاملاً پیوند می دهد (باقری ، 1385).
در باب نماز چنین بینشی در رسانه باید به وجود بیاید، و یا بینش های فرد تصحیح شود. نیت نماز از عهده کسانی بر می آید که به مرتبه ای از تحول بینش رسیده باشند. البته بینش به تنهایی کارساز نیست؛ به دلیل آنکه در بسیاری مواقع افراد اطلاعات و بینش هایی دارند، ولی در عملشان چیزی ظهور نمی کند. در اینجا روش دعوت به ایمان، تاثیر خود را بیشتر نشان می دهد.
شناختی که از نماز یا هر کار خوب به دست می آید. وقتی منجر به عمل خواهد شد که به مرحله ایمان برسد. برانگیزاننده و محرک انسان به سمت عمل، ایمان است. از نظر قرآن جایگاه علم، ذهن و اندیشه و جایگاه ایمان، قلب است؛ پس قلب ها را باید به سمت نماز متمایل کرد.
ادامه مطلب....


نماز جمعه از دیدگاه محقق حلی

نویسنده: روح الله شریعتی



 
نماز جمعه یکی از واجبات است که باید به صورت جمعی و با وجود حاکم یا نماینده ی وی صورت گیرد، این نماز دو رکعت دارد و برای اقامه ی آن حضور حداقل پنج نفر الزامی است. به اعتقاد محقق، با وجود شرایطی این نماز واجب می شود که یکی از آن شرایط وجود سلطان عادل یا نماینده منصوب از طرف وی است. البته منظور ایشان از سلطان عادل تنها امام معصوم نیست و هر سلطان عادلی را شامل می شود، زیرا ایشان اشتراط سلطان عادل را به گفته فقهای شیعه اختصاص داده و قول ابوحنیفه را که وجود مطلق سلطان، عادل یا جائر است در مقابل این قول قرار داده، به علاوه ایشان بارها در شرایع و معتبر و آثار دیگر خود اصطلاح سلطان عادل را برای این مورد به کار برده است، در حالی که بیش تر مواردی که مرادش امام معصوم بوده از تعبیر « امام الاصل» استفاده کرده است. ولی با فرض این که منظور ایشان از سلطان عادل، امام معصوم هم باشد چون نایب امام را نیز گفته، پس با وجود فقیه عادلی که نایب امام معصوم است به نظر ایشان، نماز جمعه واجب می شود، اما اگر امام یا نایب ایشان نباشد، در این صورت محقق می گوید:
اذا لم یکن الامام موجوداً و لا من نصبه للصلوه و امکن الاجتماع و الخطبتان قبل یستحب ان یصلی جمعه و قیل لا یجوز و الاول اظهر(1)؛
هنگامی که امام و نماینده ی وی برای نماز نباشد ولی اجتماع مردم و ایراد خطبه ممکن باشد بعضی گفته اند نماز جمعه مستحب است و به نظر برخی جایز نیست، ولی نظر اول اظهر است.
محقق درباره ی این که چرا عدالت سلطان شرط وجوب نماز جمعه شده، می گوید:

چیزی که به خاطر آن نیابت جمعه بر اذن امام موکول شده عدالت وی است چرا که فاسق بیشتر متمایل به انجام خواست های و هواهای نفسانی خود است تا امور دارای مصلحت، و به همین دلیل بدون فرد عادل ریشه ی هرج و مرج و اختلاف به نحو احسن کنده نمی شود و دلیل دیگر این که چون فاسق نمی تواند امام و حاکم گردد، اهلیت نایب گرفتن برای این امور را نیز دارا نیست. (2)

محقق در این جمله ها علت شرط عدالت سلطان را برای نماز جمعه این می داند که چون وجوب جمعه اجتماع همگانی را در پی دارد و اجتماع همگانی نیز مظنه ی نزاع و درگیری است و برای جلوگیری از آشوب و هرج و مرج، وجود سلطان ضروری می باشد، ولی اگر فاسق باشد بیش تر به دنبال هوای نفس و خواهش های درونی خود است تا مصالح امت؛ پس درگیری و نزاع با وجود چنین سلطانی فروکش نمی کند، ولی اگر عادل باشد چنین نیست، زیرا وی دنبال مصالح امت است نه خواهش های درونی خود، به اعتقاد ایشان، نماز جمعه چون حضور همه افراد را در پی دارد باید آن را نماینده ی حاکم اقامه کند تا نزاع ایجاد نشود و اگر امام عادلی نبود اقامه ی نماز ممکن بود؛
بنابراین مستحب است؛ یعنی امامت جمعه از سمت هایی است که مخصوص حاکم است و انتخاب امام جمعه با وی می باشد، هم چنین امامت نماز عید با حاکم است. چون در آن نماز هم اجتماع همگانی و شرایط لازم برای نماز جمعه وجود دارد.

پی‌نوشت‌ها:

1. شرایع الاسلام، ص 76.
2. المعتبر، ج2؛ ص 280. ( عبارت قبلاً گذشت)

منبع مقاله: شریعتی، روح الله؛ (1347)، اندیشه سیاسی محقق حلی، قم: بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، چاپ دوم.


امام خمینی (ره) و نماز

 

 

آموزش مسائل شرعی به بچه‌ها قبل از سن تکلیف

خانم فاطمه طباطبایی:

برخورد امام با بچه‌ها بعد از سن تکلیف تابع مسایل شرعی بود و آقا در مسایل شرعی با کسی شوخی نداشت. البته کاملاً در چارچوب شرع بودند. مثلاً هیچ وقت صبح بچه‌ها را از خواب بیدار نمی‌کردند که نماز بخوانند. معتقد بودند که خواب تکلیف ندارد.
عقیده داشتند که پیش از رسیدن به تکلیف باید کارهای خوب و بد و مسایل شرعی را به بچه‌ها گفت.(1)

وادار کردن بچه‌ها به نماز قبل از سن تکلیف

همسر امام:

امام کم نصیحت می‌کردند. از هفت سالگی در تربیت دینی دقت داشتند؛ یعنی می‌گفتند از هفت سالگی نماز بخوان. می‌گفتند این‌ها (بچه ‌ها) را وادار به نماز کن تا وقتی 9 ساله شدند عادت کرده باشند. من به ایشان می‌گفتم تربیت‌های دیگرشان با من، نمازشان با شما. شما بگو، من که می‌گویم گوش نمی‌کنند. خودشان مقید بودند و می‌پرسیدند، اما همین که بچه‌ها می‌گفتند نماز خوانده‌ام قبول می‌کردند و کنجکاوی نمی‌کردند.(2)

تشویق به نماز می‌کردند

آقای سیدرضا مصطفوی (نوه امام):

من هر موقع پیش امام می‌رفتم، مرا تشویق به خواندن نماز می‌کردند.(3)

چند کتاب جایزه دادند

آقای سیدرضا مصطفوی:

من هر موقع پیش امام می‌رفتم مرا تشویق به نماز می‌کردند. یادم می‌آید که وقتی 5 ساله بودم وارد اتاق آقا شدم، دیدم دارند نماز می‌خوانند، من هم پشت سر ایشان نماز خواندم. پس از نماز امام چند کتاب به من جایزه دادند.(4)
ادامه مطلب......



تعداد صفحات : 34

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... | 



[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]

[ Designed By Ashoora.ir ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات